سفارش تبلیغ
صبا

  دستم بگیر یا علی موسی الرضا ...

دوشنبه 89 مهر 26 ساعت 5:54 عصر

بسم الله
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
من کیستم ؟ گدای تو ، یا ثامن الحجج* شرمنده عـــطای تـو ، یا ثـامن الحجج
بــالله نمی روم بــر بیگانــگان بــه عجـز* تــا هستم آشنای تو ، یا ثامن الحجج
از کــار مــا گــره نگشایــد کسی مــگر*
دست گره گشای تو ، یـا ثامن الحجج
تــا آخــرین نفس نکشــم دست التجــا
*
از دامــن ولای تـــــو ، یـا ثـامن الحجج
خواهم ز بخت همت . از حق سعادتی
* تـــا سرنهم به پای تو ، یا ثامن الحجج
بــاشد صفـای صبح نیشابور یـــادگــــار*
زانفاس جان فزای تو ، یا ثامن الحجج
دارالشفاست کوی تووخود توئی طبیب* درد من و دوای تــو  ، یـا ثامن الحجج
هستی چــــــو پـاره تــن پیغمبــر خــدا* جـان جهان فدای تـو ، یا ثامن الحجج

یا محمد و علی
صلوات داداش حسنم فراموش نشه
پرچم پیش صاحبشه

 


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  در باغ شهادت باز است ، بسم الله ...

شنبه 89 مهر 17 ساعت 12:38 صبح

بسم الله 
آنان که طالب راه باشند ، خواهند رسید ...  
http://www.taha-80.blogfa.com/post-24.aspx
 و شهادت زیباترین نحوه ملاقات با خداست ...
مبارک باشد این ملاقات عاشقانه ، و تسلیت به دوستانی که در فراغش بی‏قرارند .
آقا طه درسته که رفتن رفقا ، ولی هنوز خورشید می درخشه .

یامحمدوعلی
ذکر آخر فراموش نشه
پرچم به رنگ سرخ شهادت


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


بسم الله
نمیدانم رسم آتش زدن چیست ولی خوب میدانم از نسل دومی لعنت الله هستن و شجره نامه آنها مانند دومی لعنت الله است...
روزی آتش زدن چادر مادرمان را...
روزی اتش زدن خیمه ها را...
از آن زمانها میگذریم چون زبان ما لیاقتش را ندارد...
.
.
.

حال اخرالزمان است...
روزی آتش زدن خاک وطنمان را...
روزی آتش زدن درعاشورا بیرق اربابمان را...
روزی دیگر آتش زدن تصویر پیر مرادمان را...
نمیدانم هر موقع اسم آتش می آید دلم خورد می شود...
روزی دیگر آتش زدن دل رهبرمان را...
روزی دیگر آتش زدن دل مومنان را..
روزی دیگر آتش زدن دل صاحبان را...
و این آتش زدن ها ادامه داشت...
هیچ کس با کسانی که آتش سوزی را به راه کردن کاری نداشت!!
حتی در کشور خودمان...
همه راست راست راه میروند وبه ریش ما می خندند!!
مقصر خودمان هستیم...
اگر آتش میزدیم خودشان را به اینجا نمیرسید...
که باید بشنویم آتش زدن قلب ما را و کتاب خدایمان را بنام قرآن...
و بار دیگر اتش زدن دل صاحبان را...
تا کی باید ادامه داشته باشد...؟؟
اقا جان میبینی؟
ما مگر ظرف وجودیمان چقدر است؟
ما طاقت نداریم به خدا دیگه طاقت نداریم
اقا جان،جان مادرت بیا که ما صبرمان کم است...
منتظر هستیم...
اجرک الله یا صاحب الزمان
کمپین اعتراض به هتک حرمت به ساحت مقدس قرآن کریم
یا محمد و علی
ذکر اخر فراموش نشه
پرچم بالا خواهد ماند


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  خداحافظ ماه خوب من...

جمعه 89 شهریور 19 ساعت 1:47 صبح

بسم الله
خداحافظ ماه غریب من
بهتر که تمام شدی
قدر تو را قدر ندانستن
سحرهای تو همه در خواب بودن
موقع اذان مغرب شبهای تو اندکی بودن که با ندای تو لبیک میگفتن
خیلی ها قبل از ندای تو افطار میکردن
حتی برای بودن تو هم غیرت نکردن و مثل روزهای دیگر سیاه بودن
خداحافظ ماه خوب من
خداحافظ سحرهای قشنگ ارک
بزار دردم را بگویم
برای لبیک به تو از یکدیگر سوال میکردن
آیا امروز تو روزه ای؟
دیدی حتی برای تو هم ارزش قائل نبودن

خداحافظ ماه بارانی من
سفارش ما را به صاحبت بکن
دیگر صفحه سفید نقاشی دلمان به سیاهی رفته است
از قول ما به اقایمان بگو
کی رسد روز وصال
بغض دیگر طاقتمان را بریده
دعایمان کن ای ماه خوب من

چه خنده دار است این زخم زبان ها
بیا که دیگر زخم زبان ها سر باز کرده است

منتظر باران هستیم
ما را بار دیگر بارانی کن

اخر چه عیدی وقتی که تو نباشی؟
یا محمد و علی
ذکر اخر فراموش نشه
پرچم  بالاس همیشه


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  خدایا فقط برای من باش...

دوشنبه 89 شهریور 8 ساعت 12:13 صبح

بسم الله
اینجا هوا دلگیر است از نوع سرخش
اینجا دلی بی قرار است از رنگ غربت
اینجا چشمانی خیس است به رنگ فرج
اینجا شب قدر است به رنگ نجف
اینجا بنده ای بی قرار است به رنگ بخشش
اینجا گناهکاری مجنون است به قیمت گذشته اش
اینجا مخلوقی است با روی سرخ و با درد غربت که دعایش فقط فرج است
و برات امیدش نجف و چشمانش خیس از گذشته سیاهش که فقط دلش به بخشش تو پلک میزند

آمده ام که بگویم هستم در این عالم هستی که جز تو نیست خالقم
میرم،اما وقتی که به العفو بنده گناهکارت لبیک بگویی

در بین این همه نا محرمان تو می دانی و بس
تو اگر بخوای ...
ای سراسر عشق بی همتای من
امیدم را نا امید نکن...
فقط تو را میخوانم که جز تو نیست هیچ کس
نگاهت را با چشمان سیاهم به آمرزش بی معرفتی هایم میدوزم
ای رفیق بی همتای من مرا با همه بدی هایم ببخش
الهی العفو به حق خودت
این دل سیاه من و اون همه مهربانی تو...
وجودم آرام است،چون تو خدایی و من بنده...
هر چه باشم خلق تو هستم...
الهی غلط کردم...
توبه توبه توبه...
یا محمد و علی
ذکر اخر فراموش نشه
پرچم پروازش ادامه دارد


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  اینجا کسی منتظر شما نیست...اقا

یکشنبه 89 مرداد 3 ساعت 12:9 صبح

بسم الله
سلام اقا...
شرمنده که این قدر با جسارت حرف میزنم...ولی دیگه به اینجام رسیده..داره از حلقم میزنه بالا...
اقا اینجا هیچکس منتظر شما نیست...همش چرت و پرت به خدا...
اقا من چی بگم خودت داری میبینی که...میدونم به خاطر منو امثال من قلب رئوفت میشکنه...چشمای قشنگتو خیس میکنیم...ولی قلب مهربونت نمیزاره یه لحظه هم مارو تنها بزاری...به خدا نمیخوایم ولی میشه...
به خدا شرمنده ایم...اره..اره..میدونم...که چرا همش میام میگم شرمنده ایم...هیچ وقت نیومدم بگم اقا من سربلندم...سربلندم به خاطر اینکه دوست دارم و برای اثباتش این کارو این کارو کردم...چون همیشه خواستیم تو این فاز باشیم...همیشه به خودمون گفتیم اخ اخ چه حالی میده وقتی میگیم اقا بیا...همیشه غلط پشت غلط...یه بار نشد بیام بگم اقا من دیگه اون کارو انجام نمیدم که به خاطرش ازم ناراحت میشدی...اینقدر بدبخت شدیم که انتظار واسمون شده یه فیلم و سریال..که دوسش داریم و هر روز و شب پیگریش هستم ولی اگه نباشه هم اصلا ناراحت نیستیم...یعنی یه جورایی چطوری بگم مهم نیست...اقا اینجا خیلی ها یعنی بیشتر از خیلی ها اینقدر غرق شدن تو این دنیا که اصلا نمیدونن شما هستی نیستی...باید باشی نباشی...باید بیای نباید بیای...اقا داری میبینی..خسته شدیم به خدا...
اقا اینجا به بهونه تولد شما هر غلطی میخوان میکنن...به بهونه شما مست میکنن...به بهونه شما میرقصن...به بهونه شما ...به بهونه شما پارتی میگرن...
به بهونه روز میلاد شما هر کاری میکنن به جز کاری که شما دوس دارید...
اگه حال کردی بقیشو هم بخون..اگه

  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  مقابله با طرح جدید نیرو انتظامی

پنج شنبه 89 تیر 17 ساعت 6:24 عصر

بسم الله
وقتی شنیدن طرح سنم یا همون طرح نسبت راه افتاده برای اینکه عقب نیوفتن برای مقابله با این طرح با جلساتی که در مراکز مخفی خودشون برگزار کردن طرح جامعه تر و عملی تر راه برای تزریق به جامه خودشون اماده کردن...
طرح بیا منو اره(همون من راضی ام) این طرح شامل جامعه خودشون میشه وبرای اینکه در این طرح حضور واقعی داشته باشن باید شرایط خاصی رو در خودشون ببینن....از قبیل:
پوشیدن کفشهای یا صندلهایی که نما ظاهری پا کامل دیده شود
(حد مجاز بدون جوراب)
شلوار کاملا جذب به طوری که راه رفتن خیلی سخت باشد،دامن و شلوار های گشاد نخ نما هم سفارش میشه (حد مجاز تا ساق پا)
جایگزینی پیراهن به جای مانتو به طوری که تمام اندام به طور کامل قابل روئت باشد(حد مجاز تا شکم وآستین ها تا آرنج)
آرایش کامل و استفاده کردن از لوازم ارایشی مرغوب به دلیل نور خورشید و نماسیدن آن(حد مجاز 90 درصد)
استفاده از یک تیکه پارچه برای سر کردن(حد مجاز سایز 2در2)
استفاده از ماشین های کولر دار(حد مجازی ندارد راحت راحت باشید
open)
و در ادامه...
هر پوششی که باعث شود نظر دیگران بخصوص پسران مجرد را
به خودش میخ کوب کند...
این طرح هم اکنون در حال اجرا شدن هست...

برای ثبت نام نمیخواد برید جایی با رعایت کردن این شرایط وارد طرح بیا منو اره(همون من راضی ام)میشوید.
اگه باور نمیکنید که همچین طرحی در حال اجرا هست میتونید یه نگاه به کوچه بازار وخیابانهای شهر بکنید...!!!

اگر به کسانی که دارن این طرح رو اجرا میکنید برخورد داشتید
با گفتن رمز طرح <<بیا منو اره>> حلالش کنید...
از هر طرف که نگاه کنید هیچ چیز نمیبینی که بگی امکان نداره...چون اگه پدر مادر درست حسابی داشته باشه وارد طرح نمیشه...اگه دین داشته باشه هم همین طور...اگه یه خورده غیرت هم بود نمیشد...هیچی نیست دیگه...
پس حلالش کنید...
با تشکر
گروه حمایت از طرح<< بیا منو اره>>
------------------------------------------------
در کل خیلی بدبختیم اون ور دنیا خودشون میکشن واسه یه خورده حفظ حجاب و راحت زنگی کردن از دانشگاه و خونه زندگیشون میگذرن
واسه اینکه حجابشون حفظ بشه...

این ور تو کشور خودمون باید خودمون بکشین تا فرهنگ حجاب جا بندازیم.

حالا که دیگه جا نمیفوته باید جا کنیم....
و آب ریخته شده دیگه تبخیر شده و رفته...بر اولی و دومی و سومی(معاصر) و باعث بانیش لعنت...1 2 3 4 5 6 7 8 9..بی نهایت
یا محمد و علی
ذکر اخر فراموش نشه
پرچم لنگر انداخت تو مریخ



  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  تجدید میثاق به سبک امروزی

جمعه 89 خرداد 14 ساعت 12:36 صبح
بسم الله
بهشت زهرا یواش یواش شلوغ شده بود این ور اون ور چادر زده بودن پیکنیکی ها روشن ...برنج و خورشت در حال ابکش و جا افتادن بود...نمیدونم داستان چی بود ولی هر چی بود کسی گشنه نمیموند...
سالگرد امام هم شده مثل 13 بدر..هر سال پر شکوه تر برگزار میشه...
طرف اومد کنار ایستگاه صلواتی شربت گرفت داشت می رفت فوش خارو خاشاک داد به اول اخر بزرگان و رفت...
اون یکی تو قبر های نزدیک حرم دست دختره مردمو گرفته داره میبره ....(احتمالا دنبال قبر میگشتن)
میری تالار اندیشه...هن هن میکنی در میزنی بیرون نمیاد طرف...میاد بیرون باید مواظب باشی سوزن سرنگ تو پات نره...
یه عده آدم میبینی دارن مثل سرعت نور میدوئن...یه خورده زوم میکنی میبینی دنبال یه بنده خدا کردن که داره ساندیس کیک میده...
تو چمن بلوار بچه لوتی ها دارن ذغال میزارن تو گردون...
یه عده ای هم هستن حالا واسه رفع تکلیف یه فاتحه هم میفرستن...فاتحه هم همونجا میشد بفرستی که...
پس فردا بچه بزرگ میشه به بابا میگه یه بار دیگه یه بار دیگه...یه بار دیگه بریم حرم امام...اخه خیلی خوش میگذره...
نماز میشه تموم میشه...و همچنان این داستان ادامه دارد تا وقتی داد بزنه راننده اوتوبوس بگه پیکنیک تموم شد...
میگی نه میگم غلط کردی...
اینم از این...
تا تجدید میثاق آینده خدا بزرگ است...
یا محمد و علی
پرچم...چی بگم والا
ذکر اخر فراموش نشه....

  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  سادگی زندگی...

جمعه 89 اردیبهشت 31 ساعت 8:26 عصر

بسم الله
پیر مرد، یک کفن آسوده بود
کودکِ ول رفت
دو زانو نشست ...
مست مست
گفت آیا فرصت تعلیم هست؟
گفت هست!
گفت که چیست برازنده ی
یک بالا مرد؟
گفت درد...
گفت که چیست ای همه فرزانگی؛ راست ترین راستی زندگی
ناگهان از شاخه ای افتاد برگ

گفت مرگ!!
زندگی شیرین است اگر شیرینش کنیم و تلخ میشود اگر تلخش کنیم...
و به همین سادگی است زندگی...
یا محمد و علی
ذکر اخر فراموش نشه...
پرچم پر میزند همچنان...
 


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  یا فاطمه زهرا (س) ...

شنبه 89 اردیبهشت 18 ساعت 3:51 عصر


بسم الله
آن شب که ماه نوحه می خواند و آسمان می گریست
غربت علی در اشک خونین فاطمه معنا شد

یا صاحب الزمان ...



یا محمد و علی
ذکر آخر فراموش شدنی نیست 
پرچم ارغوانی شده
 


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


   1   2      >
: لیست کامل یاداشت های این وبلاگ :