سفارش تبلیغ
صبا

  وای مادرم...

یکشنبه 89 اردیبهشت 26 ساعت 6:53 عصر

بسم الله


مارا فراموش کردید...
http://www.shiaupload.ir/images/39809940984936197918.jpg

یا محمد و علی
ذکر اخر فراموش نشه
پرچم خاکی شده است...


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  عشق مثل مادر...

دوشنبه 87 تیر 3 ساعت 7:59 عصر

بسم الله
ولادت مادر تموم عالمیان به خصوص بچه سادات تبریک میگم...
ولی چرا هر کاری میکنم که خوشحال باشم نمیتونم...
اخه خیلی وقت نمیشه که از فاطمیه گذشته...
یا
عشق
بهترین اسمی که میشد واسه این روز بزارن همین اسم بود...
روز مادر...
خیلی خیلی مدیون مادرم هستم...
هر کاری کنم عمرا بتونم اندازه نوک سوزنی محبت مادرم رو جبران کنم...یعنی یه چیز میگم یه چیز میشنُفی ها...
با خودکار قرمز روی یه کاغذ سفید که اندازش بی نهایت بود با فونتی که توی هیچ کاغذی جا نمیشه نوشتم که:
مادرم...مادرم...خیلی دوستت دارم...یعنی اگه امُلی بگم...مادر جون خیلی میخوامت به خدا...

مادر...
میمش از محبتش میاد...الفش از آرامشش میاد... دالش از دلبریش میاد...
رشم از حروف الفبا میاد...

بازم میگم که خیلی دوست دارم...
یا محمد و علی
پرچم نقطس
ذکر اخر فراموش نشه


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  وای مادرم...

دوشنبه 87 اردیبهشت 30 ساعت 3:22 عصر

بسم الله
من میخوام بنویسم ولی این قلم حرکت نمیکنه روی کاغذ...
التماس کردم...
و جمله ای با بغض و حرص داغی برایم نوشت...
گفت خواهد آمد آن مرد بزرگی که انتقام ..... را بگیرد...
و قلم خاموش شد و با چشمانی پر از اشک ...سکوت کرد
وای مادرم


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  اگه پیداش کنی، عمرا ولش کنی...

یکشنبه 87 اردیبهشت 22 ساعت 11:59 صبح

بسم الله
رفیقی که هیچ وقت نا رفیقی نمیکنه...
رفیقی که اصلا بلد نیست با کسی قهر کنه...

رفیقی که هیچ وقت تنهات نمیز(ظ)(ذ)(ض)اره...
هیچ وقت از رفقات کم نمیزاره...
اگه باهاش رفقات کنی،بدجوری بهت حال میده...
عمرا یکی مثل اون پیدا کنی...
اگه گمش کنی،راحت میتونی پیداش کنی...
با معرفت...با مرام...عشق...همه چیز تموم...
اینقدر با معرفت و با مرام که اگه تنهاش بزاری،بازم میاد دنبالت...
اخه این حرفا...این کلمات...این جمله ها هیچ کدومشون نمیتونن رفقاتشو معنی کنن...
هر جای دنیا هم بگردی شبیهش پیدا نمیکنی...
اخه میدونی چیه...
هیچ رفقاتی مثل رفقات با خدا نمیشه...اخه خیلی تک این رفقات...تک هم فقط واسه خود خدا معنی میشه...

باور کن راست میگم...امتحان کن...منم اول قبول نداشتم..میگفتم نمیشه که اون خداست...نمیاد با من رفقات کنه که...ولی دست رفقات بهش دادم...مثل چیز پشیمون شدم که چرا اینقدر دیر اومدم پیشش...حالا خود دانی...
نارفیق منم...نامرد منم...اگه بدی کردم مقصر خودمم...
این معرفتُ از خودش یاد گرفتم...که بگم اره!!!
I KHEYLI KHEYLI LOVE KHODA JOOONAM
یا محمد و علی
رفیقم هوامو داره...
ذکر اخر فراموش نشه...


  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


  چادر،بیرق مادرم

دوشنبه 87 اردیبهشت 9 ساعت 4:17 عصر

بسم الله
بیرق ما چادر خاکی توست...
بیرق
اونهایی که ادعا دارن ...
اگه تونستی واسه 5 دقیقه چادر مشکی تو این گرما سرت کنی،بیا رو صورتم گل بمال...
کی میگه همه چیز عوض شده...
کی میگه پرچم اومده پایین...
پرچم خوشگلی که با رنگ مشکی سیله میزنه تو آسمون پس چیه؟؟

تو که تمام رنگهای روی صورت به آبرنگ تبدیل میشه از شدت گرما...
تو که تا یه خانم چادری می بینی بهش میخندی که تو این گرما !!!...
بیا واسه یه بار امتحان کن...

میاد روزی که همین بیرق سیله بزنه تو صورت رنگارنگت...
بیرق ما چادر خاکی توست...

هزار سال هم بگذره ... و نسل حیوانات نوین بیشتر بشه...
بیرق مادرم اون بالا بالاها سایه میشه واسه خورشید و تمام ستاره هاش...
خدایی دلم نیومد نگم...

یا محمد و علی
پرچم نقطس...
ذکر اخر فراموش نشه...



  به قلم یک امُلیسم : محمد یگان

  نظرات دیگران  


: لیست کامل یاداشت های این وبلاگ :